احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
30
كنوز الحكمة ( فارسى )
جلّ اين شكايت مدعيان و دروغزنان با داود پيغمبر ( ص ) بكرد : قال اللّه تعالى : يا داود ! قل للّذين ينتحلون لعشقى إذا كان غداءهم و عشاء هم فلا يتّهمونى . هل رأيت حبيبا يبخل عن حبيبه ؟ « 1 » پارسى خبر چنين باشد كه خداى عزّ و جلّ فرا داود گفت : « يا داود ! بگوى آن كسانى را كه دعوى محبّت ما مىكنند ، چون وقت شام و چاشت درآيد ، ما را به تهمت ندارند ! هيچ ديدى كه دوستى با دوستى به چاشت و شام بخيلى كند ؟ » و اين سخت تازيانهاى است مر دوستان را . فاما ما مردگانيم ؛ و مرده را از زخم چه خبر ؟ اگر ما زنده بوديمى ، از اين زخم ( كه ) بر ما آمدى ، تن و جان ما از اين زخم به درد آمدى ! امّا ما خود نه از شمار زندگانيم ، و نه از شمار عاقلان ؛ زيرا كه عاقل به عقل كار كند ، و درانديشد ، و قياس از كارها برگيرد . هرچه خداى عزّ و جلّ آفريده است ، هيچ عزيزتر از : مرد عارف و عاقل و عالم و مخلص نيافريده است و از جان و از تن او ؛ و اسيرتر و ضعيفتر و ناچيزتر از : مگس و پشه و شپش و كيك و مانند اين نيافريده است ، و روزى ايشان اغلب از گوشت و پوست و رگ و پى و خون تو نهاده است ، و ترا كه عزيزترين همه خلقى غذاى ايشان كرده ، تا خردمندى كنى ، و درانديشى كه مؤمنى بدين عزيزى ، و كيك و شپش و مگس و پشهاى بدين خوارى ؟ ! تا اينها را چرا غذاى ايشان بايد كرد ؟ ! از اين يكى باشد كه همه شب خواب از ما ببرد ، تا هرچند كوشيم با قوّت و عقل و زيركى خويش از ايشان يكى را از خويشتن باز نتوانيم داشت ، و پيوسته بر سر اين قاعده باشيم تا خداى را عزّ و جلّ در روزى خود باور داريم . شرم باد ! ما را از چنين اعتقاد به خداوند و پروردگار خويش ! فردا درخور ايمان خود ، و اعتقاد خود ثواب مىستان ! و باللّه التوفيق .
--> ( 1 ) - تمامت خبر در كتاب ؛ « روضة المذنبين » ص 128 ، و اسناد آن در بخش احاديث اين كتاب از ص 314 به بعد آمده است .